شمس الدين حافظ
21
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
به ملازمان سلطان . . . « در ، دنياى سخن ( مجله دنياى سخن ، چاپ تهران ، شمارهء 39 ، اسفند 1369 ، از ص 40 تا ص 45 ) مقالهاى تحت عنوان ( نقدى بر حافظ . . . ) نقد و نظر - نگاهى به غزلهاى حافظ . . . . روش علمى . . . به درج رسيده كه در آنجا ( ص 45 ، در 17 سطر ) اظهار نظر شده است كه مصراع اول مطلع غزل اينست : « ز ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را . . . » از همراهان و خدمتكاران سلطان چه كسى اين درخواست را خواهد رساند ( به سلطان ) . - دعا - درخواست - . اما نويسندهء گرامى آن مقاله ، مدركى ارائه نداده ، و در هيچ نسخهاى هم ( از نسخى كه دارم يا ديدهام ) : « ز ملازمان . . . » نيامده است . به اضافه ، ملازمان سلطان يا بندگان اعليحضرت همايون . . . ! ! موظف و مأمور و مجبور بودند كه درخواستها و خواهشها و . . . را بسمع مبارك ! برسانند ؛ بنابراين « به ملازمان . . . » صحيح است » ؛ تا فراموش نكردهام بنويسم كه در آداب معاشرت فى ما بين اقويا و ضعفا هيچگاه طرف را مورد خطاب قرار نمىدادند كه هم خلاف ادب بود ! و هم گاهى بطور غير مترقبه « مرگآور » ! و « تو صد حديث مفصل بخوان ازين مجمل » . ( ح ) . . . . . در شعر حافظ مواردى هست كه حكايت دارد از تعمّق او در قرآن : معانى و الفاظ آن . مثلا وقتى براى دفع رقيب - يك رقيب ديو سيرت - به خدا پناه مىبرد ، جهت راندن او همان چيزى به خاطرش مىآيد كه در قرآن آمده است براى رجم شياطين : شهاب ثاقب و اين موردى است كه نفوذ عميق قرآن را در ذهن او مىرساند . . . دكتر عبد الحسين زرينكوب ، استاد دانشگاه تهران ( از كوچه رندان ) ص 59 . حافظ ق . غ : به پيام آشنايان . رخ همچو ماه . . . از نسخهء « پير حسين » ص 122 حافظشناسى مجلد سوم از مقالهء اديب برومند . ( حافظ قزوينى غنى : دل و جان فداى رويت بنما عذار ما را ! ) .